گفتگوی روزنامه ایران با آقای دکتر مهمت امین آکدوگان (سرپرست دفتر برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد در ایران)

“تهران نیاز به قوانین سفت و سخت دارد”

حمید حاجی‌پور / یک خانه، یک محله، یک منطقه یا یک شهر باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟ برای کسانی که در شهر زندگی می‌کنند چه نکاتی مهم است؛ امنیت، هوای پاک، دسترسی به مبلمان شهری، دسترسی به مراکز درمانی یا…؟ آیا شهری که در آن زندگی می‌کنیم استاندارد لازم را دارد و طبق اصول مهندسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی ساخته شده‌ است؟ بهتر است این را بپرسیم که شهری که در آن زندگی می‌کنید، می‌تواند خواسته‌های شما را برآورده کند؟ دکتر مهمت امین آکدوگان، سرپرست دفتر برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد در ایران که سازمانش سال‌هاست در زمینه کمک به توانمندی شهرداری‌ها، بهبود کیفیت زندگی، فراهم کردن سکونتگاه‌‌های رسمی و غیررسمی ایمن در کشورهای دیگر فعالیت می‌کند میزبان ماست برای پاسخگویی به 7 حوزه «فراگیری اجتماعی» این سازمان. دکتر مهمت آکدوگان به گفته خودش 9 سالی است در ایران حضور دارد و خودش را یک ایرانی می‌داند.
جناب آکدوگان ابتدا درباره لزوم تشکیل دفتر اسکان بشر ملل متحد و فعالیت آن در کشورهای دیگر بفرمایید.
بعد از کنفرانس «هبیتات» در سال 1976 در ونکوور کانادا این نیاز احساس شد که باید تمرکزی بر موضوع مسکن مردم جهان شود چرا که آن زمان 30 تا 35 درصد جمعیت دنیا دچار محرومیت در این رابطه بودند و در واقع فاقد مسکن بودند. البته موضوع حاشیه‌ نشینی و مسکن‌های غیرایمن هم در این خصوص مورد بررسی قرار گرفت. به‌عنوان مثال درجنگ یا سوانح طبیعی اگر مردم نیاز به اسکان داشتند باید چگونه به آنها اسکان اضطراری، موقت و دائم داد.
این دغدغه و کمک به افراد بدون مسکن بهانه‌ای شد برای راه‌اندازی چنین دفتری زیر نظر سازمان ملل متحد. لازم به توضیح است که هر 20 سال یکبار کنفرانس بین‌المللی هبیتات برگزار می‌شود و اهداف 20 ساله آینده در آن تبیین می‌شود. بعد از هبیتات دوم در استانبول، دفتر اسکان بشر برنامه‌های بیشتری در دستور کار خود قرار داد. بحث زیرساخت‌ها که مرتبط با اسکان بشری بود در نظر گرفته شد. ما به این موضوع رسیدیم که تهیه اسکان فقط مورد بحث نیست بلکه هر زیرساختی که منجر به توسعه پایدار یک شهر است باید مورد بحث، تحقیق و در نهایت تأمین قرار بگیرد. اما در کنفرانس سوم که چند سال پیش برگزار شد درباره مقاوم‌سازی شهرها و تاب‌آوری آنها همچون مسائل زیرساخت، محیط زیست، اقتصاد، فرهنگ و… نگاه ویژه‌ای شد و در واقع فرصتی شد تا وارد مباحث شهری شویم و در این ارتباط 176 آرمان مدنظر است که باید تا سال 2036 محقق شود.
هدف از راه‌اندازی دفتر اسکان بشر ملل متحد در ایران چه بوده؟
ایران کشوری است که سوانح طبیعی زیادی در آن رخ می‌دهد مثل زلزله بم یا زلزله کرمانشاه یا سیل‌هایی که اخیراً به‌مراتب رخ می‌دهد این موضوع به‌عنوان موضوع مهمی تحت نظرمان قرار گرفت. همین موضوع باعث شد تمرکز کنیم به سوانح طبیعی بخصوص کشور ایران. سال 2009 با وزارت راه و شهرسازی توافقنامه‌ای به امضا رسید تا دفتری در ایران راه‌اندازی کنیم تا در زمینه سوانح، زیرساخت‌ها، شهرسازی و سکونتگاه‌های رسمی و غیررسمی تحقیق و پژوهش کنیم و تجارب سایر کشورها را در اختیار آنها بگذاریم. در این زمینه همکاری‌های خوبی بین این دفتر و وزارت راه و شهرسازی صورت گرفته که نتیجه بهر‌ه‌گیری از کارشناسان خارجی و تجارب کشورهای دیگر است.
دفتر اسکان بشر ملل متحد در ایران سازمانی مشورتی و نظارتی است یا اجرایی؟
هبیتات یک نهاد مردمی است و کارش مشورت و گفت‌و‌گوست. ما به‌عنوان یک نهاد تجارب کشورهای دیگر را تجزیه و تحلیل کنیم و در اختیار کشورهای دیگر قرار می‌دهیم و اگر ضعفی باشد آن را با استفاده از همین تجارب به‌ دست آمده اصلاح یا برایش راه حل پیدا می‌کنیم. در برخی کشورها مثل افغانستان، پاکستان و سریلانکا وارد کار اجرایی شده‌ایم ولی با توجه به وضعیت کشور ایران و ظرفیت هایی که دارد فعالیت‌هایمان مشورت‌محور است. در ادامه باید اشاره کنم برای تحقیق و پژوهش گاهی کارشناسانی از سایر کشورها می‌آوریم تا از محیط مورد نظرمان که با چالش‌های فراوانی روبه‌رو هستند ارزیابی کنند و در نهایت برای اجرایی شدن به دولت شما طرحی که نتیجه تحقیق و تجربه سودمند بوده، پیشنهاد می‌دهیم. در این چند سال در کشور شما تجارب خوبی به‌دست آورده‌ایم. پژوهشگاه زلزله شناسی یا پژوهشگاه مدیریت بحران شهرداری در نوع خودش بی‌نظیر است و می‌توان این تجارب را حتی به کشورهای دیگر انتقال دهیم.
بخشی از کشور ما دچار معضلی است به‌نام حاشیه‌نشینی که همه کلانشهرهای آن تحت تأثیر قرارگرفته‌اند. وضعیت سکونتگاه‌های رسمی و غیررسمی کلانشهرهای ایران را از نظر ایمنی و وجود زیرساخت‌های حداقلی چگونه ارزیابی کرده‌اید؟
سکونتگاه‌های غیررسمی یا بهتر است بگویم بافت فرسوده و زاغه‌ نشینی در ایران حدود 20 درصد از کل آمار است. این بافت‌ها بشدت آسیب‌پذیر هستند و اگر سیل، زلزله یا هر حادثه دیگری رخ دهد با خسارت جانی و مالی فراوانی روبه‌رو خواهند شد. سال 2014 یک تیم قوی که در زمینه بافت فرسوده تحقیق کرده‌اند و بسیار متبحر هستند به ایران دعوت کردیم و آنها طی 5 روز تحقیق در تهران و شهرهای اقماری آن موفق شدند مناطق پرخطر و ناایمن را شناسایی کنند. در این رابطه پروپوزالی نوشته‌ایم و به وزارت راه و شهرسازی داده‌ایم و منتظر جواب هستیم تا طرح جامعی برای آن تهیه کنیم. این نکته را هم بگویم که تغییر دولت و سازمان‌‌های وابسته به آن در ایران گاهی باعث توقف یا از دور خارج شدن طرح‌های دفتر اسکان بشر ملل متحد می‌شود.
بیش از 2 میلیون مسکن مهر در سراسر کشور ما ساخته شد که براساس مناطق مختلف کیفیت آنها با یکدیگر متفاوت است. به‌نظر شما این مجتمع‌های مسکونی از نگاه دفتر اسکان بشر ملل متحد پارامترهای تاب‌آوری اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی یا مقاوم‌سازی را دارند؟
ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که شاید هدف مسئولانی که خواسته‌اند این نوع مجتمع‌های مسکونی را بسازند در کل مثبت بوده ولی متأسفانه گذشته از اینکه تصمیم می‌گرفتند برای ساخت، باید به پارامترهای مختلفی می‌پرداختند مثل اینکه زمینی که می‌خواهند ساختمان چند طبقه بسازند روی گسل یا فرونشست قرار گرفته یا نه. منطقه یا شهر مورد نظر تاب‌آوری تحمل این جمعیت را دارد و در نهایت می‌تواند بین این شهرهای اقماری با شهر اصلی ارتباط فرهنگی، اجتماعی و مهم‌تر از همه اقتصادی برقرار کرد!
نکته‌ای که متأسفانه مغفول مانده این است آیا می‌توانیم آدم‌هایی که فرهنگ‌های مختلف دارند و زمانی در روستا یا خانه‌های یک طبقه زندگی کرده‌اند توی آپارتمان کوچک جا بدهیم؟ آنها می‌توانند خود را با چنین شرایطی وفق بدهند؟ جواب این است نه. آن زمان در این ارتباط با دفتر اسکان بشر ارتباطی برقرار نشد تا ما تجارب ساخت چنین مجتمع‌های مسکونی را در سایر کشورهای دنیا در اختیارشان بگذاریم یا اینکه تحقیق یا پژوهشی درباره نقاط مورد نظر انجام بدهیم. در چند نمونه بازدید و ارزیابی به نتایج خوبی در رابطه با این مجتمع‌های مسکونی نرسیده‌ایم.
یکی از اهداف هبیتات کمک به تأمین مالی شهرداری‌ها و اشتغالزایی جوانان است. این دفتر در این ارتباط چگونه می‌تواند به ارگانی مثل شهرداری تهران که هم‌اکنون با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می‌کند، کمک کند؟
ما در این موارد طرح‌های قوی داریم که در شهرهای دیگر دنیا اجرا شده و موفقیت‌آمیز بوده. ارزیابی ما نشان می‌دهد بخش خصوصی و بخش دولتی در اداره شهر باید در کنار هم باشند و در ایران این اتفاق نمی‌افتد بنابراین باید به‌دنبال راهکارهایی دیگر باشیم. ما با شهرداری رابطه خوبی داریم و چندین جلسه داشته‌ایم و طرحی درباره روش و سیستم‌های کسب درآمد مالی برای شهرداری آماده کردیم و بعد از تصویب، طرح را با کمک آنها به اجرا می‌گذاریم.
در رابطه با اشتغالزایی جوانان باید بگویم متأسفانه به دلایل مختلف از ظرفیت جوان‌ها استفاده آنچنانی در مشاغل مختلف نمی‌شود و این مشکل باید طی زمان حل شود. مدیریت شهری می‌تواند برخی چالش‌ها را به فرصت تبدیل کند. مثلاً شهرداری یک خیابان را با یک نهاد مردمی و با استفاده از جوانان در اختیارشان بگذارد برای پاکسازی و نگهداری و خدمات شهری و در مقابل امتیازات غیرنقدی به آنها بدهد مثل اعطای امتیاز راه‌اندازی پارکینگ‌های خصوصی، دکه‌های روزنامه‌ فروشی، رستوران و… وقتی حرف از شهر پاک، شهر سبز یا شهر هوشمند می‌زنیم یعنی شهری که با کمک مردم می‌تواند شکل بگیرد. هبیتات آمادگی آن را دارد تا تجارب شهری خود را در اختیار شهرداری‌ها بخصوص شهرداری تهران بگذارد.
تهران با مشکلاتی همچون آلودگی هوا، ترافیک، حجم بالای تولید پسماند، بی‌نظمی بصری و حاشیه‌نشینی روبه‌روست. نظر شما به‌عنوان رئیس دفتر هبیتات در تهران درباره چگونگی کاهش چنین معضلاتی در پایتخت کشورمان چیست؟
اینها مشکلات جدی و مهمی هستند. می‌دانم که شهرداری تهران به‌دنبال راه حل است و باید تصمیمات مهمی در این باره گرفته شود و البته سفت و سخت! مثلاً برای کاهش آلودگی تهران باید یکسری قوانین وضع شود که در آن کسی یا کسانی مستثنی قرار نگیرند. برنامه‌هایی که شاید برای برخی‌ها خوشایند نباشد. به‌عنوان مثال استانبول سال 1996 هوای بسیار آلوده‌ای داشت. ولی با طرح‌هایی که اجرایی شد مشکل به‌طور کامل برطرف شد. فضای سبز، تقویت سیستم حمل و نقل عمومی و محدود کردن استفاده از خودروهای شخصی بسیار سودمند و تأثیرگذار بودند.
تهران دچار شهرنشینی نامنظم است مثلاً در برخی مناطق ساختمانی‌هایی ساخته شده که زیرساخت خوبی ندارند یا اصلاً نباید در آن مناطق ساخته می‌شدند. ابتدا باید جلوی بی‌نظمی گرفته شود. اما خودروها؛ تعداد خودروهایی که در تهران تردد می‌کنند بسیار زیاد است و باید محدود شوند. در تهران عادت کرده‌ایم به اینکه برای هر جایی از ماشین شخصی استفاده کنیم و این در حالی است در بسیاری از کشورهای اروپایی و حتی شرق آسیا از خودرو شخصی استفاده نمی‌کنند و مردم از حمل و نقل عمومی بهره می‌برند. باید مردم را آموزش بدهیم و این فرهنگ را تغییر دهیم که از خودرو شخصی برای هر جا استفاده نشود.
باید بگویم مشکل در ایران سفت و سخت نگرفتن قوانین است چراکه برای آن استثنا در نظر می‌گیرند. باید سازمانی باشد که به‌طور جداگانه تشکیل شود و بتواند وضعیت را مدیریت کند. پیشنهاد داده‌ایم برای مقاوم‌سازی سازه‌ها و مبارزه با آلودگی‌ها برخی طرح‌ها اجرایی شوند. به‌عنوان مثال برای پیشگیری از فرونشست، قنات‌ها را احیا کنیم و برای بهتر شدن کیفیت هوا، فضای سبز را بیشتر کنیم و 7 دره معروف تهران که به نوعی تنفسگاه تهران هستند بازسازی و بازگشایی کنیم.
برای کمک گذشته از مشورت، قصد داریم از کمک‌های بین‌المللی برای پروژه‌های مدنظرمان در تهران بهره ببریم. اما باید به نکته بسیار مهم و راهگشایی اشاره کنم. تهران 22 منطقه دارد و امکانات بهداشتی، خدماتی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن در سراسر شهر پخش هستند. به‌عنوان مثال کسی که در غرب تهران زندگی می‌کند مجبور است برای مراجعه به یک مرکز درمانی تخصصی کلی راه تا مرکز شهر بیاید، این سفر گذشته از اینکه زمان‌بر و هزینه‌بر است باعث ترافیک و در ادامه آلودگی هوا می‌شود. به نظرم در کشور شما باید یک نهاد مستقلی راه‌اندازی شود که وظایفش فراتر از وزارتخانه‌های دیگر باشد و سازمان و نهادی نتواند به آن زور بگوید که مثلاً چرا چنین تصمیمی گرفته‌ای. اجازه بدهید به یک تجربه موفق در کشور خودم اشاره کنم. چند سال پیش در میدان تقسیم استانبول 7 بیمارستان داشتیم و ارزیابی صورت گرفت و مشخص شد درصد استفاده مردم از آنها بین30تا 40 درصد است و در واقع در آن منطقه نیاز به 2 بیمارستان بود. سازمانی که برای مدیریت شهری و کاهش مشکلات شهری تشکیل شده بود پس از کلی تحقیقات به این نتیجه رسید که هر 7 بیمارستان را تخریب کند و 2 بیمارستان با کیفیت مطلوب تأسیس کند. در ادامه زمین 5 بیمارستان دیگر با تهاتر به سایر افراد و شرکت‌های خصوصی واگذار شد و در مقابل زمین‌های بزرگتر در مناطق دیگر در اختیار قرار گرفت و این سازمان شروع کرد به ساخت مجتمع‌های مسکونی ایمن برای مردم. استانبول در گذشته 31 منطقه شهری داشت که به 4 منطقه بزرگ تبدیل شده و همه امکانات مردم در هر 4 منطقه تهیه شده است تا مردم برای دسترسی به خدمات نیاز به سفرهای طولانی درون شهری نداشته باشند. شهرداری تهران هم می‌تواند همین کار را در تهران اجرایی کند. به نظرم نیاز نیست تهران 22 منطقه داشته باشد. باید به 4 منطقه تقسیم شود و به طور مستقل کار کند و هر منطقه برای خودش دانشگاه، مدرسه، بیمارستان، دفاتر پلیس و خدمات دیگر را داشته باشد و خیلی از مشکلات همچون ترافیک حل می‌شود. در بارسلونا مراکز اضطراری برای سالمندان درست کرده‌اند. سالمندان پس از عضویت در این مراکز، کلیدی در اختیار مددکاران قرار می‌دهند و سنسوری در اختیار می‌گیرند و اگر زمانی نیاز به کمکی داشته باشند یا اتفاقی برایشان بیفتد از سنسور استفاده می‌کنند و در کمترین زمان مددکاران برای کمک اعزام می‌شوند. مسئولان اسپانیایی می‌گویند ما برای هر محل یک مرکز راه‌اندازی نمی‌کنیم بلکه با ایجاد چند مرکز در سراسر شهر سعی می‌کنیم تا محیط زیادی را اشغال نکنیم.
به‌نظر من و کارشناسی که در طول سال‌های گذشته به تهران سفر کرده‌اند، پایتخت شما دچار بی‌نظمی بافت شده و با اجرای چندین طرح می‌توان به این شهر که گرفتار آلودگی هوا، ترافیک، حاشیه‌نشینی و سایر معضلات است، کمک کرد.
برای مراجعه به سایت روزنامه ایران اینجا کلیک کنید.
pic1
pic1

حوزه های کاری